• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.


    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

« اندیشه ضدقدرت »

«« اندیشه ضدقدرت »»

بحث در رادیو مانی

 

 

(«سرانجام نبرد قدرت در درون ساسانیان و شباهت آن با ایران امروز. میزگرد: بهرام چوبینه، رضا ایرانی و مانی»)

« دروغ » به معنای « اصل ضدِ زندگی » است

از زنده‌یاد پهلوان منوچهر جمالی

« دروغ »

به معنای «  اصل ضدِ زندگی » است

نه به معنای « گفتار ِناراست وکـذ ب »

 ***********

دروغ، به معنای « دریدن، وازهم شکافتن

وازهم پاره کردن ِجـان و خـرد » است

 

معنائی که ما امروزه از« دروغ » داریم

مارا از شناخت فرهنگ ایران، باز می‌دارد

« دروغ »، در اصل، به معنای « اصل ضد‌زندگی = اصل اژی » بوده است که بنیاد فرهنگ سیاسی و اجتماعی و دینی و اقتصادی و قضائی  ایران می‌باشد. مقدس‌بودن زندگی(= ژی= گی=جی=گیان) درفرهنگ ایران، خواه ناخواه، همیشه در اندیشه‌ی  یافتن شیوهِ برخورد با « اژی = دروغ = اژدها » بوده است. شیوه‌ی برخورد فرهنگ اصیل ایران، با « دروغ یا اژی » به گونه‌ای دیگر بوده است که « الهیات زرتشتی و خود ِ زرتشت » سپس در پیش گرفته‌اند.
این اصطلاح، درالهیات زرتشتی، با آنکه معنای بسیار یکسویه و تنگ و محدودِ مذهبی پیدا کرده است، ولی برآیندهای پیشین را نیزکم و بیش، درحاشیه خود، نگاه داشته است.

« مِهـر دروج » که « شکستن قرارداد و عهد » درآئین میترائی بوده است، گناهی بوده است که برشالوده مفهوم « روشنی برنده و درنده و طبعا آزاردهنده » پدید آمده است، که درست بر اصل « دروغ، که دریدن و بُریدن جان می‌باشد»‌ استوار بوده است.
 « مِهردروج »، استوار برمفهوم « مهری » است که در « قرارداد و عهد میان انسان و خدای بریده و جدا گوهر ازهمدیگر » استوار می‌گردد. و همین « بُریدگی و دریدگی میان خدا و انسان »، که در
«بُریدگی و دریدگی همه انسان‌ها وجان‌ها از همدیگر، بازتابیده می‌شده است و می‌شود »، در فرهنگ سیمرغی، « دروغ، یا اصل درد و آزار و زجر و کشتار » می‌باشد.

« مهر دروج » میترائیان و زرتشتیان، در واقع، استوار بر« دروغ » است، ولی از دیدگاهِ خود ِ آنها، همین تیغ درنده و بُرنده و جداسازنده، « اصل روشنی و راستی » شـمـرده می‌شود. « دروغ »، ازواژه « در dar ، به معنای دریدن، شکافتن، ازهم جداکردن» برآمده است. درپهلوی  دریتار daritaar به معنای درنده، پاره کننده و زجردهنده و آزار دهنده است. « دریدن » که مستقیما با کُشتن و قربانی خونی‌کردن کار داشته است، اصل « درد » شمرده می‌شد ( درد=drita نیز ازهمین ریشه  darاست )، نزد میترائیان و زرتشتیان، درست « اصل روشنی و راستی» شمرده می‌شد. اینست که پدیده « دریدن »، دو رُویه‌ی کاملا متضاد باهم یافته است که در واژه‌ها به ما به ارث رسیده است.

ازیکسو، واژه‌های « دروغ=درا وُ قا، و درد=دریتا، و درو=اسلحه، دُروند

Darvant=dregvant=drvant

که زرتشتیی‌ها به کافرو بی‌دین ومرتد می‌گویند، ولی دراصل به معنای  آزار دهندهِ جان و قربانی خونی کننده بوده است، نیشتر= تیغ با نیش و سر تیز، جنگ افزار سهمناک ( نیزه یا رمح و سنان)، همه از این ریشه‌اند.

همچنین « درفشه » که به معنای تیغ وشمشیر است ازاین ریشه است .  یا درفش ( دروش ) به افزارپینه دوز و کفشگرگفته می‌شود، چون با نیش تیزش، چرم را سوراخ می‌کند.  درکردی به « دندان ناب درنده » ، دروک  گفته می‌شود. واژه « داغ و درفش » این رویه دردناک را بخوبی نشان می‌دهد. همچنین درکردی « درو» هم به « خار» وهم به « دروغ » گفته میشود . ازسوی دیگر، همین واژه، برای میتراس ، که خدای قربانی‌خونی بود و روشنی از دیدگاه او‌، پیآیند بُریدن و دریدن چیزها ازهمدیگراست (دوچیزکه ازهم بریده شدند، روشن‌هستند، فرقان درقرآن)  معنای روشنی داشت.  درفشنده‌، به معنای  درخشنده و روشن و تابداراست.  درفش‌، چیزیست که درخشان است‌.

درفشی بزد چشمه آفتاب       سرشاه گیتی درآمد  زخواب

شمشیر یا تیغ در پنجه‌ی شیر، در پرچم ایران‌، و خورشید برپُشتش، نماد همین پیوند « روشنی با تیغ و شمشیر» بود، که با میترائیان‌، متداول شد‌. درفش شیر وشمشیر و خورشید، یک درفش میترائی با سه نشان میتراس بود.

 

«قدرت مقدس حکومت ضحاکی»

«قدرت مقدس حکومت ضحاکی»

مسئله اساسی، زدودن و رفع «قداست» از قدرتِ مقدسِ حکومتِ ضحاکی چیره بر ایران است.

ملت ایران می بایست بداند که دشمن اصلی‌اش کیست!
باید روشن و واضح، هویت این قدرت را بشناسد تا بتواند با آن پیکار نماید.
با قدرتی که مقدس ساخته گردید نمی‌توان به آسانی جنگید! قدرت مقدس، خود را از پیش چشم مردمان، پنهان می‌سازد و هرگونه خطا و جنایتی را که مرتکب می‌شود، با قداستش می‌پوشاند. بنده‌گان و مو‌ءمنانِ قدرتِ مقدس، همواره در تلاشند تا همه‌ی این ستمگری‌ها، همه‌ی این جنایت‌ها و همه‌ی رفتار و کردار حکومت قدرت مقدس ، از یادها به فراموشی سپرده و پاک نمایند برای همین هم «حلالیت» می‌طلبند!
«کدیور و گنجی و مهاجرانی و …» و بخشی از پادوهای شرمگین «چپ» چنین کردند و امروز هم، «تاج‌زاده» همین را می‌گوید.
«خدای» اسلام و اینان، خدای  «قدرت مقدس» هست و هیچ مسئولیتی در برابر مردمان ندارد چون مقدس است و برای خون‌ریزی مقدس، حکومتِ ضحاکی به «حلالیت» نیازی ندارد.

ر. ایرانی

 

 

 

دارندگان فّر جمشیدی

دارندگان « فّر جمشیدی »

یادشان گرامی باد!

DrMossadegh_n

bakhtiar

«« دروغ، به معنای « آزردن جان » است »»

«« دروغ، به معنای « آزردن جان » است »»

از زنده‌یاد پهلوان منوچهر جمالی

درفرهنگ ایران، دروغ، به معنای « آزردن جان » است که هیچگاه مقدس ساخته نمی‌شود. خدا هم نمی‌تواند آزردن جانی را مقدس سازد.

پس از چیرگی اسلام ، دروغ ، ناگهان به معنای بسیار سطحی « گفتاری که خلاف راستی وحقیقت » است ، کاسته گردیده است.  با این معنای بسیارسطحی و تنگ و محدود، کل فرهنگ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و قضائی ایران ، نا شناخته مانده است.
وقتی شاهان هخامنشی دم از « دورداشتن دروغ و خشکی از این مرز و بوم» می‌زنند ، ما می‌پنداریم که دم از« یک مسئله اخلاقی فردی » می‌زنند، وبه مردمان سفارش می‌کند که دروغ نگویند. درست اندیشه حقوق بشری کوروش، استوار بر فهم و شناخت دقیق و ژرف همین اصطلاح « دروغ » است.
آزردن خرد ، که چیزی جز آزردن جان نیست ( خرد، چشم جانست )، همان دروغیست که شاه هخامنشی ازآن سخن می‌گوید.

علت  تنگ و کاسته شدن معنای دروغ ، آنست که بار تئولوژیکی الهیات زرتشتی ، معنای اصلی را ، که فارغ از ویژگی مذهبی بوده است ، فراموش یا تاریک ساخته و پوشیده  است.

« خرد در فرهنگ ایران »

«فرهنگشهر»  در رادیو مانی

 برنامه هشتم

«« خرد در فرهنگ ایران »»

 

برای شنیدن برنامه، بر روی آن کلیک نمائید.

===============================================================

باهم آفریدن « زمین و شادی در آغاز »

باهم آفریدن « زمین و شادی در آغاز »

 

از زنده‌یاد پهلوان منوچهرجمالی

سنگ نبشته‌‌های هخامنشی، نخست بر این گواهی می‌دهند که:
«خدا،  زمین و شادی را باهم می‌آفریند»

 باهم آفریدن « زمین و شادی در آغاز »، فقط و فقط، این معنا را دارد که « زندگی در گیتی به غایت شادی، یعنی به غایت جشن همیشگی‌ بودن »، پیدایش یافته است.
این اندیشه، نه در گاتای زرتشت هست، نه در قرآن، و نه  در تورات، و نه در انجیل، و نه در فرهنگ یونان.
چرا، همه روشنفکران ایران، این سراندیشه بزرگ را که اصل سکولاریسم است، نادیده می‌گیرند؟ 
ولی به یقین، فلسفه نوین ایران، با گشودن و بسط دادن همین سراندیشه، در سراسر گستره‌های زندگی، آغاز خواهد شد.

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.